صفحه اصلی  »  خشونت خانگی و حقوق  »  قانون تامین امنیت ز...
مرداد
۸
قانون تامین امنیت زنان در زندگی زناشویی را پیش بینی نکرده است
خشونت خانگی و حقوق
۰
, , , , ,
image_pdfimage_print

Georgie Pauwels 1

عکس: Georgie Pauwels

حسین رئیسی – وکیل و پژوهشگر حقوقی

هر گاه سخن از حقوق خانواده به میان می آید معمولا” نمی توان درقوانین داخلی حد میانه ای که عدالت را برای هر دو طرف و کودکان تامین کند پیدا کرد .

“بدون شک قانون گذار برای تنظیم مناسبات حقوقی طرفین ازدواج و تبیین نظام حقوقی جامعه به خصوص برای حل اختلافات و نزاع های احتمالی مسئولیت دارد تا چاره ای عادلانه و منصفانه بیاندیشد. در نظام حقوقی ایران به حل و فصل اختلافات اندیشه شده، اما به تحقق عدالت و انصاف توجه لازم نشده است. در این نوشتار و درابتدا، به بررسی یک پرونده حقوقی می پردازیم و خواهیم دید، چنانچه نظام حقوقی و دستگاه قضایی به حمایت های مناسب حقوقی می پرداخت و قوانینی مناسب در این زمینه وضع می کرد، شاهد نتیجه عادلانه و منصفانه ای برای طرفین این پرونده بودیم .”

برای تنظیم مناسبات حقوقی طرفین ازدواج و پیش بینی روزهای ناخوشی قانونگذار و در سطح مهمتر نظام حقوقی جامعه مسئولیت دارد تا اندیشه نماید. نزاع ها احتمالی و اختلافات متعدد را پیش بینی و برای آنها چاره ای منصفانه و عادلانه در نظر بگیرد.

در ادامه روزهای ناخوشی، یک خانواده را می بینیم که تنها نظام حقوقی و دستگاه قضایی می تواند به کمک آنها بیاید، اما نبود حمایت های مناسب حقوقی در قوانین نامناسب نتیجه عادلانه و منصفانه را برای طرفین در پی نخواهد داشت.

پرنیان ۳۸ ساله، فوق لیسانس و خانه‌دار، ۱۲ سال قبل با سامان ۴۱ ساله، مهندس ساختمان ازدواج می‌کند،‌ حاصل این ازدواج دو دختر به‌ نام پریسا و پارمیس هستند. پرنیان زنی خانواده‌ دوست، با احساس، مقید و پایبند به اصول اخلاقی و بسیار جدی و کوشا در تمامی امور زندگی است؛ زنی که زمانی سامان او را مایه برکت زندگی و سرافرازی خودش می‌دانست. او از زمانی که سامان به خواستگاری‌اش می‌رود، از لحظه عقد خودش را وقف همسرش کرد و با حمایت او بود که  همسرش توانست صاحب چند میلیارد سرمایه شود.

درست است که بار مالی خانواده بر دوش پرنیان نیست اما درایت، خوش‌فکری و اقتدار او موجب شد همسرش بتواند به ثروت زیادی دست یابد.

بشنوید ازحال سامان، او در خانواده‌ای بزرگ شده  که پدرش دو همسر داشته و او پسر بزرگ زن دوم است. سامان بهره چندانی از محبت  پدر و مادر  ندیده و حتی چند سال قبل از ازدواج  با پرنیان، درخانه دوستش زندگی می‌کرد.

از همان شب عقد، سامان ساک دستی‌اش را به خانه پدر و مادر پرنیان انتقال می‌دهد و سال‌ها پسر آن‌ها محسوب می‌شود.

بد نیست بدانید که سامان ورزشکار بوده و در حد قهرمانی شناخته‌ شده فعالیت می‌کرده است، اما اکنون گرفتار اعتیاد شده و برخی شب‌ نشینی‌ها با افراد معتاد او را به موادمخدر وابسته‌تر کرده است.

 پرنیان هر بار که با اعتیاد شوهرش مخالفت می‌کند، قربانی خشونت‌های او شده و مورد ضرب و شتم و اهانت قرار می‌گیرد. در آخرین مورد شوهر معتادش او را کتک زده، داروهای گران قیمت‌اش  را داخل دستشویی ریخته، گردن‌بند طلای او را به زور از گردنش کشیده و بدون هیچ پولی او را از خانه بیرون انداخته بود.

اکنون پرنیان هیچ سهمی از زندگی ندارد درحالی که دوازده سال از عمرش به بزرگ‌ کردن دو دخترش سپری شده است و نتوانسته در بیرون از خانه کار کند، در ابتدای زندگی او با داشتن مدرک دانشگاهی، تصور نمی‌کرده که لازم است به‌دنبال یافتن شغلی باشد. در واقع آن‌ها  سال‌های نخستین زندگی را به‌خوبی  آغاز می‌کنند، اما در میانه مسیر زندگی، همه چیز وارونه شده است.

حال که پیوند پرنیان و سامان و پایه‌های زندگی‌شان سست شده،‌ قانون باید به کمک او بیاید. از نظر حقوقی تنها مهریه است که می‌تواند او را دراین شرایط یاری کند. اما در این شرایط و با توجه به توانایی مالی سامان که در زندگی با پرنیان به آن رسیده است،‌ مهریه به هیچ وجه نمی‌تواند مانع رفتارهای نادرست سامان شود وادامه این وضع برای پرنیان بسیار دشوار است.

شاید شما هم به این می‌اندیشید که بهترین راه‌حل برای رهایی این زن درخواست طلاق است. در ادامه می بینیم که طلاق دراین شرایط و براساس قوانین موجود،‌ می‌تواند شکستی برای زن تلقی شود بدون ‌آن‌که برای مرد مشکلی به ‌وجود بیاید.

اکنون اگر دقیق‌تر به پرنیان و شرایط او نگاه کنیم، در صورت طلاق، جوانی و عمر تلف شده، بیماری و ارائه خدمت به همسر، زایمان و نگهداری کودکان، چگونه محاسبه می‌شود؟ آیا وضعیت او بهبود می‌یابد؟ این زن و همه زنان مانند او، (در صورت طلاق) نه حق دارند کنار فرزندان‌شان باشند و نه سهمی از سرمایه اندوخته ‌شده در سال‌های زندگی دارند، نه امکان مالی برای ادامه حیات خواهند داشت. بیماری آنها می تواند بهترین دلیل برای عدم توانایی دراداره فرزندان محسوب شود!

او با دریافت مهریه فقط می‌تواند یک آپارتمان در پایین شهر تهیه کند و در این صورت او چگونه می‌تواند هزینه درمان خود را بدون داشتن بیمه تامین کند؟ تکلیف ادامه زندگی شرافتمندانه او چیست؟

اگر نیمی از ثروت سامان به پرنیان برسد، می‌تواند با بیماری و زندگی کنار بیاید و سال‌های بیشتری زندگی کند. اگر مانند بیشتر کشورهای متمدن دنیا، سامان مجبور باشد پس از طلاق علاوه بر نصف دارایی، نیمی ازدرآمد سالیانه خود را به او بدهد. در عین حال فرزندان همیشه با او در ارتباط باشند و یا با او زندگی کنند. فقط دراین صورت است که عدالت و قانون در جامعه و نسبت به زنانی مانند پرنیان اعمال می‌شود.

پرنیان مانند بسیاری از زنان ایرانی در شرایط مشابه راهی خانه پدری می‌شود، اگر در خانه پدر امکانات مالی و شرایط مناسبی برای ماندن پرنیان وجود نداشته باشد، سرنوشت او چه خواهد شد؟!

در شرایط کنونی در صورتی که زن بتواند طلاق بگیرد و موفق شود مهریه خود را دریافت کند که البته در بیشتر موارد چنین نیست،‌ این زندگی یک بازنده بزرگ خواهد داشت که بدون شک زن است!

اگر به این بخش از مکالمه بین سامان و پرنیان دقت کنیم متوجه شرایط این زن می‌شویم: سامان پرنیان را از خانه بیرون می‌اندازد و می‌گوید: “تو دو راه داری، یا همه حق و حقوق مالی‌ات  را با یک چک توی صورت‌ات پرت می‌کنم و میری گورت را گم می‌کنی و پشت سرت را هم نگاه نمی‌کنی و بچه‌ها را هم فراموش می‌کنی، یا برمی‌گردی به خانه و می‌تمرگی  بالای سر بچه‌ها، من هم زندگی خودم را می‌کنم.”

پرنیان به‌خاطر بچه‌ها و شرایط سختی که با آن روبرو است درحالی که امکان کمک گرفتن از خانواده‌اش را ندارد،‌  مجبور شد راه دوم را انتخاب کند و به خانه برگشت.

اما این پایان ماجرا نبود. سامان هرروز پرنیان را آزار روحی داده و با الفاظ رکیک او و خانواده‌اش را مورد خطاب قرار می‌داد. درنهایت برای چندمین بار جلوی جمعی او را شدیدا” کتک زد و کیفش را خالی کرد، به این معنی که او نباید از خانه چیزی بیرون ببرد، گردنبند طلای او را از گردنش کشید و او را از خانه بیرون انداخت.

پرنیان در آن شرایط مثل یک گنجشک به‌خود می‌لرزد و بچه‌‌ها جیغ می‌کشند. پرنیان است و کوله‌باری از ستم که به منزل خواهرش رفته است!

در اینجا باید پرسید آیا بدون برابری زن و مرد در حقوق انسانی و قانونی،‌ امکان دفاع از چنین قربانیانی وجود دارد؟ مکانیزم لازم برای حمایت از این‌گونه قربانیان خشونت‌های خانگی چیست؟ شاید بگویید چرا این زن به ‌دلیل ضرب و شتم، از شوهرش به دادگاه شکایت نکرده است؟ اما او باوجود این‌که از شوهرش شکایت کرده، مگر جز محکومیت مرد به دیه مختصر، در دادسراها و دادگاهای کیفری نتیجه دیگری دارد؟ در واقع این نتیجه، برای زن شکست و برای مرد متمول یک جایزه است. شاید گفته شود که در این صورت زن می‌تواند حق طلاق به‌دست آورد،‌ اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که طلاق برای یک زن بیمار که فرصت‌های شغلی خود را هم از دست داده و حال از سوی مردی بی‌مسئولیت رها شده است، چه سود و فایده‌ای برای این زن خواهد داشت؟

با درک زندگی چنین زن‌هایی، می‌توان پیامدهای قوانین نابرابر بین زن و مرد و نبود قوانین حمایت‌کننده کافی از زنان در دوران زندگی زناشویی و اثرات آن را به‌وضوح دید. همچنین برخورد شدید و جدی با مردانی که نسبت به زنان خود خشونت اعمال می‌کنند، از دیگر راهکارهای حمایت از زنانی است که قربانی این شرایط هستند. همچنین اگر طلاق  یک راه‌حل است، باید ساز و کار قانونی و زمینه حمایت‌های حقوقی آن فراهم شود که جدایی مسیری برای واردشدن زنان مطلقه به گرفتاری‌های بعدی نباشد و این زنان را با آسیب‌های جدید و جدی مواجه نسازد.



Leave a reply

Your email address will not be published.

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوره حقوقی رایـــگان

شماره تماس: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱